آندرانیک آساتوریان

آندرانیک آساتوریان

|ایرانی
date of birth : 1320/06/05 | date of death : 1393/12/03
متولد 5 شهریور 1320، همدان، موسیقیدان. نامش تقریبا در همه آلبوم‌های خوانندگان مشهور ایرانی در تبعید در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به عنوان آهنگساز یا تنظیم کننده دیده می‌شود.

تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در پنجم شهریور سال 1320 در همدان به دنیا آمد.

پدر: -
مادر:-
برادر: -
خواهر:-
همسر: آیدا
فرزندان:-

شهرت ، كنيه و لقب:

لقب: آندرانیک

مشخصات فردی:

با همه عظمتش در کار حرفه ای که خود به خوبی بدان واقف بود، با منیت فاصله داشت.برخورد بی غل و غش و فروتنانه آندو، گاه امر را بر مخاطب مشتبه می کرد، که او کیست که آندو بزرگ اینچنین با او سخن می گوید.از بسیاری جهات بزرگ بود و بزرگی خود را به رایگان به دیگران هدیه می داد.
آندرانیک ظاهری فوق‌العاده شاعرانه و خاطره انگیز و صمیمی داشت. معمولاً زیاد اهل گفتگو با رسانه‌ها نبود و در خلوت و تنهایی زندگی می‌کرد.

دوران زندگي:

در شهر اهواز رشد کرد و سپس به تهران نقل مکان نمود.

ایالات متحده :

در سال ۱۳۵۶ برای تحصیل در رشته ی موسیقی فیلم راهی ایالات متحده شد، اما رویدادهای ایران در پی انقلاب اسلامی، او را برای همیشه در آن کشور ماندگار کرد.
وی در لس آنجلس زندگی می‌کرد.
تاثیر تلخ غربت در بسیاری از کارهای هنری ارائه شده توسط او در آن زمان شنیده می‌شود؛ "همخونه" از نخستین کارهای آندو در غربت بود که اردلان سرفراز شعر آنرا سروده و ویگن و هایده به صورت دوصدایی آنرا خواندند. ویدئوی این ترانه در استودیوی تلویزیون جام جم در لس آنجلس با تصویر نقشه ایران ضبط شد که صحنه‌های انقلاب و جنگ ایران و عراق در آن نمایش داده می‌شد.

همکاری با هنرمندان دیگر:

نام آندرانیک تقریبا در همه آلبوم‌های خوانندگان مشهور ایرانی در تبعید در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به عنوان آهنگساز یا تنظیم کننده دیده می‌شود. او همچنین در چند کنسرت بزرگ با خوانندگی داریوش، ابی، معین و شکیلا به عنوان سرپرست ارکستر روی صحنه ظاهر شد.
او سازنده موسیقی و تنظیم کننده بسیاری از ترانه‌های مشهور موسیقی پاپ ایرانی است؛ "نفس" با شعری از شهیار قنبری و صدای گوگوش، "منو ببخش" با شعری از ایرج جنتی عطلایی و خوانندگی ابی و "سوگند" با شعری از لیلا کسری (هدیه) و صدای هایده از جمله این ترانه‌ هاست.

مادرم:

آندرانیک اثری را نیز خودش به عنوان آهنگساز، تنظیم کننده و خواننده اجرا کرد؛ ترانه‌ای به نام "مادرم" که همایون هوشیارنژاد شعر آنرا سرود و رافی خاچاطوریان ویدئویی از آن تهیه کرد. "مادرم" یکی از غمگین‌ترین آثار اوست.

اسم منو صدا کن:

آندو همچنین آلبومی با نام اسم منو صدا کن از کارهای خودش تهیه کرد که همه ترانه‌های آنرا هم خودش خواند.او می‌گفت: "کسی نیست که اینها را بخوانَد". تنها یکی از ترانه‌های این آلبوم به صورت ویدئو منتشر شد که فرزاد محبی این ویدئو را ساخت. در فضای ترانه‌های آلبوم "اسم منو صدا کن" اندوه عمیقی حس می‌شود.

همکاری با مجاهدین خلق:

از سالهای میانی دهه ۱۹۹۰ از فعالیت در فضای موسیقی پاپ ایرانی در لس‌آنجلس تا حدی فاصله گرفت. در این زمان، نامش در فهرست تنظیم کنندگان ارکستر در کنسرت‌های مرضیه دیده می‌شد؛ برنامه‌هایی که به نفع سازمان مجاهدین خلق ایران در اروپا و آمریکا به روی صحنه می ‌رفت.
همکاری آندرانیک با مجاهدین کمی بعد رسما از سوی این سازمان اعلام شد. آندو در برنامه‌‎های گوناگون این سازمان شرکت می‌جست و با خوانندگان مجاهدین همکاری نزدیکی را آغاز کرد. این موضوع در لس‌آنجلس باعث شد تا شماری از دوستان و همکاران آندرانیک از او فاصله بگیرند. اما ،وی در تصمیم خود مصمم بود و تا پیش از مرگش سفرهای سالیانه خود به پاریس را برای پروژه‌های این سازمان انجام می‌داد.
در کالیفرنیا در زمانی که همراهی آندرانیک با خوانندگان سرشناس ایرانی کمرنگ‌تر می‌شد گروهی از جوانان علاقه‌مند به خوانندگی به سراغ او رفتند. امیر انصاری یکی از این جوانان بود که در سال ۲۰۰۵ آلبومی از ساخته‌های آندرانیک را با سروده‌های شهیار قنبری اجرا کرد. آلبوم دوم به دلیل بحران مالی در پی کپی‌های غیرقانونی آثار موسیقی منتشر نشد.

مشکلات جسمی:

وی از سال ۲۰۰۷ با مشکلات جدی جسمانی درگیر شد. بسیاری از افرادی که با یاری او به شهرت رسیده بودند در این روزها آندو را فراموش کردند. این موضوع و همچنین فضای موجود در جامعه ایرانی در لس‌آنجلس آندرانیک را شدیدا آزرده خاطر کرد.

زندگی شخصی:

وی متاهل و نام همسرش آیدا بود.

تحصيلات و مدارك علمي:

رشته ی موسیقی فیلم در ایالات متحده

مسئوليت و مقام ها:

عصویت در گروه مجاهدین خلق

آثار :

ترانه شناسی:

  • پرنده‌های قفسی
  • حکایت
  • شکایت
  • از عشق تو
  • اون روزها
  • دریای طوفانی
  • گم کرده
  • بچه‌ها
  • چوپان
  • هر دوی ما
  • فصل پاییزی
  • چه دردیست
  • قصه گل و تگرگ
  • شقایق
  • جشن دلتنگی
  • هم غصه
  • سرود آفرینش
  • تندباد حادثه
  • تکیه بر باد
  • پند حافظ
  • گره کور
  • حادثه
  • طاقت
  • آشفته بازار
  • گل بارون زده
  • یاس پرپر
  • موج
  • پرسه
  • حریق دریا
  • غریبه
  • قاصد
  • بدرقه
  • زبانم را نمی‌فهمی
  • خانه سرخ
  • منوببخش
  • رحم کن
  • خورشید بی حجاب
  • نوازش
  • جهان بینی
  • افسانه هستی
  • اسیر تو
  • همخونه
  • پریشون
  • سوگند
  • قصه من
  • آشتی
  • دستای تو
  • جادو
  • ای زندگی سلام
  • نشانه (تمنای وصال)
  • روزای روشن
  • ای پادشه خوبان
  • برف
  • وقتی بچه بودم
  • خواب در بیداری
  • گاندی
  • هوا
  • وارث
  • دشمن
  • سفر نامه
  • گلفروش
  • نماز
  • عشق من
  • کعبه
  • وقتی سرت رو شونمه
  • دعای شب
  • کفتر کاکل به سر
  • به تو می‌اندیشم
  • صفای اَشک
  • بانو
  • نیمهٔ گم شدهٔ من
  • مرهم
  • ما به هم نمی‌رسیم
  • پرستش
  • نفس
  • شکایت
  • مجنون
  • حالا باز دوباره من
  • مجنون
  • نازک
  • ای دل، ای دل
  • قاصدک
  • باغ بارون زده
  • عشق
  • قصه گل و تگرگ
  • ای رسیده از راه
  • بترس از من
  • باغ اسیر
  • لیلا
  • یارشیرین سخنم
  • مگه نه
  • فتنه
  • هنوزم تو
  • مهتاب
  • همخونه (با هایده)
  • دل غافل
  • صدای گریه
  • حضرت آدم
  • زن
  • بی وفا
  • گل سرخ
  • گلی به جمالت
  • دو کبوتر
  • عشق‌های قدیم
  • پرواز
  • مهتاب
  • همخونه
  • دل غافل
  • صدای گریه
  • بیا ببینمت
  • ساده
  • خسته نشو
  • رؤیا
  • نگو دیره
  • قایقران
  • اواز خاموش
  • گم
  • اقیانوس خالی
  • خونه عشق
  • یک بوسه
  • Flower

تاريخ فوت، محل فوت، هنگام فوت، محل دفن:

در روز یکشنبه سوم اسفند سال ۱۳۹۳ (۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۵) در بیمارستانی در لس‌آنجلس درگذشت.

نقل قول و خاطرات:

آندرانیک آساتوریان در آخرین پیام خود برای مجاهدان اشرفی که روز 21 بهمن 1393 از بیمارستان فرستاد، نوشت: «از محبتهای شما در این دوران بیماری بی‌نهایت سپاسگزارم. منهم یک اشرفی هستم. پرافتخارترین و زیباترین روزهای زندگی‌ام، روزهایی است که با شما بودم و برای شما سرودم و آهنگ ساختم. من در دریای محبتهای شما، درد بیماری را بهتر تحمل می‌کنم و از همه همرزمان شورایی خواهران و برادران مجاهدم که در این دوران لحظه‌به‌لحظه با من هستند ممنونم... .. من همواره به همه گفته‌ام که یک اشرفی مجاهد هستم و اشرفی مجاهد خواهم ماند».

فرید زولاند :

فضای تنظیم‌های آندرانیک بسیار مدرن بود. ضمن اینکه فرد باسوادی بود با موسیقی روز دنیا هم در تماس بود. در همان سالهای نخستین، تنظیم‌هایی داشت که به نام "شش و هشت شیکاگویی" معروف شده بودند. سازهای بادی را در سبک شیکاگویی به کار می‌برد، ولی ریتم ترانه‌ها شش و هشت ایرانی بودند. این کار در آن زمان یک نوآوری در کار ترانه بود. همچنین بعدها شیوه کاربرد سازهای زهی توسط او در تنظیم ترانه "شقایق" (با صدای داریوش) بسیار مورد تقلید قرار گرفت
آندرانیک در زمینه تنظیم کارها بسیار مستقل بود و در کار با خوانندگان بسیار تقلا می‌کرد تا یک نتیجه حرفه‌ای از کار به دست آید. شناخت اصلی او در ابتدا از موسیقی غرب بود، ولی کم کم به موسیقی ایرانی هم نزدیک شد و نتیجه آنرا برای نمونه در همکاری‌هایش با هایده، ستار و معین می‌توانیم بشنویم .
ظهور تکنولوژی، موسیقی ایرانی در غربت را با یک شکست بزرگ مواجه کرد. دیگر پشتوانه‌ای وجود نداشت که بتوان بر پایه آن کار کرد. این فضا و یک سری مسایل دیگر، آندو را بسیار گوشه‌گیر کرد
شبی در آوریل ۲۰۰۸ زمانی که برای یک پروژه‌ هنری در لس‌آنجلس مرا صمیمانه یاری می‌داد از او عذرخواهی کردم که مایه زحمت او شده‌ام. او گفت: "من باید از شما تشکر کنم که آمدید و مرا از تنهایی درآوردید. اگر نبودید الان من چه کاری داشتم که انجام دهم؟" من بدون اندیشیدن، کودکانه پاسخ دادم: "خب آهنگ می‌ساختید!" و آندو با تمام اندوهی که در دل داشت با تمام وجود خندید... امروز این خاطره عمیقا مایه دلخوشی است؛ خاطره‌ای از هنرمندی بزرگ که مهر ورزید و بی مهری دید.
یکی از دوستدارانش: سال‌ها پیش در دوران دانشجویی در آمریکا با آندو عزیز آشنا شدم.
دلتنگی‌ دوری از خانواده را محبت آندو و مهربانی همسرش آیدا برایم پر کرده بود، جمعه شبها خانه آندو و آیدا محل قرار و دیدار خوانندگان جوان و تنها ترانه نویس تازه وارد به آن جمع بود، بعد از صرف شام‌ آندو پیانو میزد و برامون از زمان‌های گذشته میگفت، از خاطراتی که بخشی از تاریخ موسیقی‌ پاپ ایران است.
يادم می آید در آن‌ روزها در کاباره تهران شب‌های ترانه و شعر بر گزار می‌کردم، و آندو در تمام آن شب‌ها برای دیدار و شنیدن ترانه به آنجا می‌آمد.هر بار پیش از برگزاری آن شب‌های شعر، با خنده و شوخی‌ میگفت،"نگران نباش من میام پسرم"،و بواقع مهری پدرانه نسبت به من داشت.
تنها کسی‌ بود که جز پدرم، آهنگ "پسرم" خطاب کردنش برایم دلنشین بود.
یادش عزیز است و فراموش شدنی نیست، و وجود نازنین اش غیر قابل تکرار است.

مریم رجوی:

زنده یاد آندرانیک آساطوریان که خود را مجاهد اشرفی می‌نامید و در همه این سالها یار و غمخوار رزمندگان بود، به راستی افتخار هنر و مقاومت ملت ایران است.
ارامنه و مسیحیان ایران با تقدیم چنین هنرمند و فرزند پرافتخاری نام جاودانه دیگری را در تبارنامه بزرگان و شهیدان مسیحی در تاریخ معاصر ایران از صدر مشروطه تاکنون به ثبت دادند.

منابع:
ويکي پديا
http://iraniansforum.com
http://www.bbc.co.uk
http://www.irannewsonline.com
http://www.mojahedin.org
https://instagram.com