عباس اقبال آشتیانی

عباس اقبال آشتیانی

|ایرانی
تاریخ تولد : ?/?/1275 | تاریخ وفات : 1334/8/21
متولد سال 1275،آشتیان،مورخ. توجهش به جمع‌آوري و تصحيح نسخه‌هاي خطي كمياب و گرانبهاي تاريخ ايران نيز شايان دقت و يادآوري می باشد.

تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در سال 1275 خورشیدی در آشتیان به دنیا آمد.

پدر: محمد علي
مادر:-
برادر: -
خواهر:-
همسر:-
فرزندان:-

دوران زندگي:

در كودكي‌ به‌ علت‌ فقر و تنگدستي‌ چندي‌ در مغازه‌ درودگري‌ كار كرد،ولي‌ در ضمن‌ كار به‌ مكتب‌ نيز مي‌رفت‌ و مقدمات‌ علوم‌ را در زادگاه‌ خود فراگرفت‌.

تهران:

در دوران‌ نوجواني‌ به‌ تهران‌ رفت و به‌ مدرسه‌ دارالفنون‌ راه‌ يافت‌ . پس‌ از فراغت‌ از تحصيل‌ به‌ سبب‌ امتيازهاي‌ درخشاني‌ كه‌ كسب‌ كرده‌ بود در همان‌ مركز، مشغول‌ به‌ تدریس شد. بتدريج‌ در مدارس‌ معروف‌ ديگر تهران از جمله‌ دار المعلمين‌ ،مدرسه‌ سياسي‌ و مدرسه‌ نظام‌ نيز به‌ تدريس‌ پرداخت‌ و با جمع‌ كثيري‌ از نويسندگان‌ معروف‌ آن‌ عهد آشنا شد.

فعالیت ادبی:

از سال‌ 1297 همكاري‌ خود را با مجله‌ دانشكده‌ كه‌ از مجلات‌ ادبي‌ معروف‌ بود و با مديريت‌ ملك‌ الشعراء بهار منتشر مي‌شد آغاز كرد.
سپس‌ با آشنايي‌ با مشاهير و دانشمندان‌ آن‌ روزگار مثل‌ رشيد ياسمي ، سعيد نفيسي ، عبدالعظيم‌ قريب و غلامحسين‌ رهنما به‌ تأليف‌ مقالات‌ تاريخي‌ و ادبي‌ در مجلات‌ معتبر ادبي‌ آن‌ روزگار پرداخت‌.

پاریس:

در سال 1304 خورشيدي از طرف وزارت جنگ با سمت منشي گري به همراه هيات نظامي ايران به پاريس رفت و توفيق تحصيل در دانشگاه « سوربن » را يافت .
اقبال در پاریس با محمد قزوینی مراوده یافت و از همکاری و راهنمایی او در تحقیق و تصحیح متون بهره جست.

فعالیتهایش در ایران:

پس از بازگشت به ایران از ابتدای تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ به استادی دانشگاه برگزیده شد.
در سال ۱۳۱۷ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد، اما بارها مخالفت صریح خود را با نحوهٔ کار فرهنگستان اعلام کرد.
از سال ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۸ مجله یادگار را در تهران منتشر کرد و نیز به تأسیس انجمن نشر آثار ایران مبادرت ورزید که نشر متون کهن فارسی را در نظر داشت.

آنکارا:

در سال ۱۳۲۸ در حالی که از تعطیل اجباری مجلهٔ یادگار آزرده ‌خاطر بود، با سمت رایزن فرهنگی ایران در ترکیه به آنکارا رفت.
در بهار ۱۳۳۳ در کنگرهٔ هزارهٔ ابن سینا در تهران حضور یافت و سخنرانی اش مورد توجه قرار گرفت.

آشتیانی ؛بنیانگذار مقاله‌ نویسی:

طی سال‌های فعالیت نویسندگی خود تعداد پرشماری مقاله در زمینه‌های ادبی، تاریخی و اجتماعی از خود به یادگار نهاد. این مقاله‌ها در مجله‌هایی چون بهار، دانشکده، مهر، ایرانشهر، ارمغان، یغما، فروغ و تربیت انتشار یافت.
آشتیانی را بنیانگذار مقاله‌ نویسی به معنی فنی آن در ایران دانسته‌ اند. وی پژوهشگری پرکار و مورخی صمیمی و ادیبی آگاه به مقتضای زمان بود.
او بعد از محمد قزوینی در شمار معدود پژوهشگرانی بود که شیوهٔ جدید تحقیق علمی را در تاریخ ‌نویسی و تصحیح متون دادند.

دورهٔ تاریخ عمومی:

نخستین کتابی که از او منتشر شد دورهٔ تاریخ عمومی برای سال اول دبیرستان بود. وی همچنین در شمار نخستین پژوهشگرانی بود که شیوهٔ ساده‌ نویسی و تصحیح متون در ایران بعد از مشروطیت را دایر کردند.
شیوه اش در تاریخ نویسی شیوه‌ای التقاطی بود، بدین معنی که امانت تاریخ ‌نویسان قدیم ایرانی و اسلامی را با روش انتقادی مورخان غربی توام ساخت.
بخصوص در نوشتن تاریخ ایران، هدفش به گفتهٔ خودش آگاه ساختن ایرانیان به سابقهٔ درخشان کشور اجدادی خود و وضع جغرافیایی سرزمین ایران بوده است.
در روزگاری که به نوشتن تاریخ برای دورهٔ متوسطه پرداخت، گذشته از گروهی بسیار معدود، شیوهٔ رایج، بیشتر،شیوهٔ مورخان و متکلفان دوران قاجار بود. دورهٔ تاریخ عمومی برای کلاس‌های متوسطه دارای چنان اعتباری بود که تا سال‌های بعد آنچه در تاریخ عمومی برای مدارس ایران نوشته شده تقلید از کتاب او بوده ‌است.
از اقبال نزديك به 300 مقاله علمي و شمار زيادي كتاب‌هاي تحقيقي به‌ جاي ماند.
توجهش به جمع‌آوري و تصحيح نسخه‌هاي خطي كمياب و گرانبهاي تاريخ ايران نيز شايان دقت و يادآوري می باشد.

زندگی شخصی:

وی تا پايان عمر ازدواج نكرد و ساليان آخر زندگي را در تنهايي گذراند.

تحصيلات و مدارك علمي:

ليسانس ادبيات در دانشگاه سوربن

مسئوليت و مقام ها:

  • عضو فرهنگستان ایران
  • انتشار مجله یادگار
  • تأسیس انجمن نشر آثار ایران
  • رایزن فرهنگی ایران در ایتالیا

آثار :

تصحیح‌ها :

  • حدائق ‌السحر فی دقائق ‌الشعر، رشید الدین وطواط، ۱۳۰۹
  • بیان الادیان (۱۳۱۲)
  • تجارب ‌السلف، هندوشاه بن سنجر نخجوانی، ۱۳۱۳
  • تبصرة العوام فی معرفة مقالات‌ الانام، ۱۳۱۳
  • معالم ‌العلماء، ۱۳۱۳
  • تتمه ‌الیتیمة (به عربی)، ۱۳۱۳
  • شاهنامهٔ فردوسی (با همکاری سعید نفیسی)، ۱۳۱۴
  • طبقات‌الشعراء فی مدح الخلفاء و الوزرا، ابن متعز، ۱۳۱۷
  • دیوان امیر معزی، ۱۳۱۹
  • لغت فرس، اسدی طوسی، ۱۳۲۰
  • تاریخ طبرستان (۱۳۲۰)
  • سیاست‌نامه، خواجه نظام‌ الملک، ۱۳۲۰
  • کلیات عبید زاکانی، ۱۳۲۱
  • روزنامهٔ میرزا محمد کلانتر فارس، ۱۳۲۵
  • انیس العشاق، شرف ‌الدین رامی، ۱۳۲۵
  • تاریخ نو، جهانگیر میرزا، ۱۳۲۷
  • شدّ الزار فی حط‌الوزار عن زوارالمزار، جنید شیرازی (با محمد قزوینی)، ۱۳۲۸
  • مجمع‌التواریخ، محمد خلیل مرعشی صفوی، ۱۳۲۸
  • سمط‌العلی للحضرة العلیا، ناصرالدین منشی کرمانی، ۱۳۲۸
  • عتبة الکتبه، مؤیدالدوله (با محمد قزوینی)، ۱۳۲۹
  • المضاف الی بدایع‌الازمان فی وقایع کرمان، افضل‌الدین کرمانی، ۱۳۳۱
  • فضایل ‌الانام من رسائل حجة الاسلام (مکاتیب فارسی غزالی)، ۱۳۳۳
  • شرح قصیده عینیه ابن سینا در احوال نفس، ۱۳۳۴
  • ذیل بر سیرالعباد سنایی، ۱۳۳۴

تالیفات :

  • شرح حال عبدالله بن مقفع (۱۳۰۶)
  • خاندان نوبختی (۱۳۱۱)
  • تاریخ مفصل ایران از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت (۱۳۱۲)
  • تاریخ اکتشافات جغرافیایی و تاریخ علم جغرافیا (۱۳۱۴)
  • تاریخ ایران بعد از اسلام (۱۳۱۸)
  • مطالعاتی درباره بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس (۱۳۲۸)
  • وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی (۱۳۳۸)
  • میرزا تقی خان امیرکبیر (۱۳۴۰)
  • تاریخ جواهر در ایران (۱۳۴۰)
  • قابوس وشمگیر زیاری (۱۳۴۲)
  • تاریخ مفصل ایران از صدر اسلام تا انقراض قاجاریه (۱۳۴۷)
  • تاریخ مغول، جلد اول از تاریخ مفصل ایران

ترجمه‌ها :

  • یادداشت‌های ژنرال تره‌ زل (۱۳۰۸)
  • ماموریت ژنرال گاردن در ایران (۱۳۱۰)
  • طبقات سلاطین اسلام، استانلی لین‌پول (۱۳۱۲)
  • سه سال در دربار ایران، خاطرات دکتر فووریه (۱۳۲۶)
  • محاسن اصفهان، حسین بن ابی ‌الرضا آوی (۱۳۲۸)

تاريخ فوت، محل فوت، هنگام فوت، محل دفن:

در ۲۱ آبان‌ سال ۱۳۳۴ در حالی که رایزن فرهنگی ایران در ایتالیا بود،در شهر رم درگذشت. پس از يك سال پيكرش را به ايران آوردند و در مرقد شيخ ابوالفتح رازي در جوار بارگاه حضرت عبدالعظيم به خاك سپردند.

نقل قول و خاطرات:

دكتر محمد دبيرسياقي:

وي يكي از بزرگترين، عميق‌ترين و جامع‌ترين پژوهندگان معاصر ايران است كه هر يك از آثار متعدد و گوناگونش الگوي تحقيق و نگارش اصيل است. از برجستگي‌هاي شخصيت وي تنوع حوزه‌هاي تحقيق و طبع اوست. اقبال در زمينه تاريخ، جغرافيا، علوم ديني، شعر و ادب و مباحث هنري، قدرت ذهن و قلم تواناي خود را به‌ خوبي نشان داد. چيره‌دستي و موشكافي عالمانه او با درست ‌نويسي، ساده‌ نويسي، استواري و دلنشيني نگارش همراه بود. او پژوهشگري منتقد، روشمند، باانصاف و وجدان علمي، مهربان، سخي، دلسوز، سپاسدار محبت دوستان، قانع و نازك طبع بود.

منابع:
ویکی پدیا
http://vaghayeostan.com
http://adabi-blog.blogfa.com
http://myhan20.blogfa.com