مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

| ایرانی


     وفات :576

متولد نيمه دوم قرن پنجم هجری، گنجه، شاعر. دیوان کوچک او به نام «مهستی نامه »که به کوشش فراوان آقای «فریدون نورزاد » گرد آوری شده، اولین و کامل ترین دیوان او است.

تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

درسال های نيمه دوم قرن پنجم هجری (بيش از هزار سال پيش) در گنجه به دنیا امد.

پدر: -
مادر:-
برادر: -
خواهر:-
همسر: امیر احمد
فرزندان:-

دوران زندگي:

مهستی در دوره غزنویان می زیست. علی اکبر مشیر سلیمی در کتاب زنان سخنور، با تکیه بر یکی از منابع قدیمی، درباره ی دوران کودکی مهستی می نویسد: «پدر از چهار سالگی او را به استادان گرانمایه در مکتبخانه سپرده و از آنجایی که هوش و استعداد بی اندازه یی داشته در ده سالگی با آموخته های سرشار از دانش و ادب از آموزشگاه بیرون می آید. پدرش در این هنگام او را برانگیخته و موسیقیدانانی بر او می گمارد . مهستی در این فن چنان پیشرفت کرد که در نوزده سالگی استادی بی مانند و سرآمد همگان شد. چنگ و عود و تار را استادانه می نواخت». دوران جوانی اش در هاله ای از ابهام پوشيده است. برخی برآنند که او در نويسندگی، کتابت و محاسبات به درجه ای می رسد که گوی سبقت را ازهمه ی مردان روزگار می ربايد و از دبيران زمان خود می شود . شيخ عطار در الهی نامه از او بعنوان "مهستی دبير آن پاک جوهر" ياد می کند. بعضی نوشته اند که او "در رشته ی رقص و مجلس آرائی و محافل بزم" سرآمد روزگار بوده و در مجالس پادشاه گنجه بعنوان "نديمه ی دربار" بزم آرائی می کرده است. ضمن مراجعه به رباعياتش و با تکيه بر گواهی برخی از تذکره نويسان، مهستی دوبار بدستور شاه زندانی می شود. همسرش «تاج‌الدین امیر احمد» نیز شاعر بود و با تخلص پور خطیب و ابن خطیب شعر می‌سرود. نظیره‌ای که سنایی بر یکی از غزلیات وی ساخته دلیل با ارزی است بر شهرت پور خطیب در عالم شعر. یک رشته از اشعار مهستی به همین پور خطیب منحصر شده است و ماجرای عشق آنان در کتاب مهستی و امیر احمد به قلم جوهری منعکس گردیده است. دیوان اشعارش به جا نمانده و رباعی‌هایی به نام او در نزهة المجالس (تألیف در قرن هفتم)، مونس ‌الاحرار (تألیف در قرن هشتم) و مجموعه‌ها و تذکره‌ها به دست آمده ‌است. به علت ابتکاری که در انتخاب موضوع ترانه‌های خود و وصف صاحبان پیشه‌های گوناگون و سرگرمی‌های مختلف مردم روزگار خود به کار برده، پیشرو نوع خاصی از شعر شناخته می‌شود که بعدها در عصر صفوی رواج بیشتر یافته و شهر آشوب نام گرفته ‌است. کتابی ظاهراً از قرن هفتم،شامل مناظرات مهستی با امیر احمد و رباعی‌هایی که خطاب به هم سروده‌اند (مشتمل بر ۱۸۵ رباعی از زبان پورخطیب و حدود ۱۱۰ رباعی از زبان مهستی) در دست است (نسخه‌های کتابخانهٔ سنایی سابق و ملی تبریز). احمد سهیلی خوانساری آن را کتاب قصه‌ای مجعول و حاوی اشعار سست و ناخوش می‌داند. مهستی،يک زن است که زنانه می سرايد، نگرشی فلسفی به جهان هستی دارد، در قلمرو الحاد، ره می سپرد، با شريعت اسلامی سر ستيز دارد، هدونيست(لذت‌باور) است، کار را بالاترين شرافت ادمی می شمارد و با طنزهای گزنده ی خود ،نظام مرد سالار فئودالی را به مبارزه می طلبد. مجموعه ی اين عوامل است که باعث زندانی شدن اين شاعر خرد ورز و بعدها خرابات نشين شدنش می شود. بطوريکه بعدها خود می گويد"ما مردمئيم و در خرابات مقيم." در طنز، بحق از متقدمين عبيد زاکانی است. در طنزهایش مانند ديگر طنزپردازان قبل از وی (از جمله طنزپردازان کلاسيک عرب) کلمات بظاهر رکيک بکرات بکار رفته است. استفاده از اين شيوه احتمالأ به علت عريانی زبان و حساس سازی و جلب توجه عامه به پيام موجود در طنز، صورت پذيرفته است. در رابطه با بی عدالتی مستتر در ازدواج مردان پير با دختران جوان چنين سروده است:
شـــــــــوی زن نوجوان اگر پير بود / چون پير بود هميشه دلگيـر بود
آری مثل است اينکه زنان می گويند / در پهلوی زن تير به از پير بود
سعدی با الهام از اين شعر است که بعدها ضمن حکايتی در باب ششم گلستان می نويسد "زن جوان را اگر تيری در پهلو نشيند به که پيری." شباهت بين انديشه خيام و مهستی حيرت انگيز است، بطوريکه خواننده نمی داند او را اُستاد خيــّام بداند يا خيام را استاد وی. شايد هم اين دو بی خبر از يگديگر، با آموختن از خود زندگی، به نتايج واحدی رسيده و اشعار مشابهی سروده اند، همان چيزی که شعرا آنرا "توارد" می گويند و ما چنين انطباقی را در تاريخ تحول انديشه ی انسانی فراوان داشته ايم. مشير سليمی دوران پايانی زندگی مهستی را چنين ترسيم کرده است: «در سال 532 هجری ، ناگزير از مرو درآمده به گنجه بازگشت، از مناهی دست برداشت و به زندگی پرآشوب و بی خانمانی پايان بخشيد».

آثار :

دیوان کوچک او به نام «مهستی نامه »که به کوشش فراوان آقای «فریدون نورزاد » گرد آوری شده، اولین و کامل ترین دیوان او است. این دیوان دارای 315 رباعی و 690 بیت دیگر شامل:غزل، قطعات، لغز، مطایبات و یک نامه منظوم است.

تاريخ فوت، محل فوت، هنگام فوت، محل دفن:

در سال 576 هجری قمری در سن 88 سالگی در شهر گنجه درگذشت و در آرامگاه حکیم نظامی در گنجه مدفون گردید.

نقل قول و خاطرات:

رضاقلی خان هدايت درمجمع الفصحاء دليل گمنامی مهستی را حمله عبيدالله خان اُزبگ به شهر هرات و از بين رفتن ديوان مهستی در اثر اين حمله ی غارتگرانه می داند. ليکن اين بهانه ای بيش نيست. معين الدين محرابی اديب و محقق ارزشمند معاصر که اخيرأ، ضمن مقايسه ی اسناد و مدارک بسيار، کتاب "مهستی گنجه ای بزرگترين شاعر رباعی سرا" را تاليف کرده است، درباره ی مهستی چنين می نويسد: «درمجموع نه تنها اطلاع دقيقی اززمان حيات مهستی دردست نيست بلکه چگونگی زندگی اش نيز مجهول است».

منابع:
http://chalice.blogsky.com
http://www.rawzana.com
http://blog.ganjoor.net
http://arashamirkhizi.mihanblog.com

گالری تصاویر
top arrow