جوزف لئو منکیه ویچ

جوزف لئو منکیه ویچ

| آمریکایی


تولد :1909/2/11   |   وفات :1993/2/4

متولد 11 فوریه 1909، ویلکس بار، کارگردان، تهیه کننده. همگان فصاحت و بلاغت او در ترسیم کاراکترهای ملموس و در عین حال گنگ و غریب را مورد ستایش قرار می دهند.

تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در ۱۱ فوریه سال ۱۹۰۹ در ویلکس بار پنسیلوانیا به دنیا امد.

پدر: -
مادر:-
برادر: هرمان منکیه ویچ(فیلمنامه نویس فیلم همشهری کین)
خواهر:-
همسر:-
فرزندان:-

عادات و علائق شخصي:

در آغازین سالهای کودکی به موسیقی و نقاشی علاقه فراوان داشت.

دوران زندگي:

در دوران کودکی زیر سایه برادر و خواهر بزرگترش بود و به همین دلیل نمی توانست تا موجودیت و استعدادهای خود را به نحو مطلوبی به خانواده نشان دهد.اما نقاش می کشید و ویولن می نواخت. میکل کوچک در نقاشی هایش توجه بسیار زیادی به نحوه معماری شهری می نمود و پیوسته موضوع نقاشی ها را کشیدن تصاویری از خانه ها، خیابان ها و شهرک ها قرار می داد. پس از گذراندن این دوران سخت، در پانزده سالگی دبیرستان را به پایان رساند و برای تحصیل در رشته روانپزشکی عازم دانشگاه کلمبیا شد. اما تنها پس از گذراندن دوره مقدماتی این رشته، آنرا ترک و به سراغ رشته ادبیات و علوم انسانی رفت. برای ادامه تحصیل از سوی پدرش به برلین فرستاده شد. به سبب توانایی بالقوه ای که در نویسندگی در وجودش بود، تدریجاً به حرفه گزارشگری علاقمند شد و توانست در مدت کوتاهی به گزارشگر شبکه خبری معتبری چون شیکاگو تریبون تبدیل گردد. همچنین در این دوران نوشته های یک کمپانی آلمانی تهیه فیلم های صامت به نام "یوفا" را ترجمه می کرد و برای اینکار حقوق هفتگی معادل با صد دلار را از این کمپانی دریافت می نمود. اما تمامی درآمدش را بر باد می داد و دیری نپایید که بدهی های زیادی را بالا آورد، بطوریکه در حدود شش ماه مجبور به تحمل زندگی فلاکت باری شد. اما برادرش، هنری، که نویسنده کمپانی پارامونت بود به یاری اش آمد و او را از منجلابی که در آن افتاده بود بیرون کشید. هنری همچنین توانست تا جوزف را به سران کمپانی پارامونت معرفی کرد و جوزف در آنجا با حقوقی در حدود شصت دلار در هفته، برای فیلم های ناطقی که در برخی از مناطق به طریقه صامت پخش می شد میان نویس می نوشت. فصاحت و بلاغت بیانش،در نوشتن این میان نویس ها چنان مورد توجه دیوید سلزنیک، رئیس کمپانی پارامونت، واقع شد که برای نوشتن فیلمنامه فیلم "یار سریع" از جوزف دعوت به کار نمود. موفقیت جوزف در این فیلم موجب تثبیت موقعیتش به عنوان یک فیلمنامه نویس در کمپانی پارامونت گردید و بلافاصله توانست با نوشتن فیلمنامه فیلم "اسکیپی" ساخته "نورمن تئورگ" نامزد دریافت جایزه شود. دو فیلمنامه موفق دیگرش به نامهای "ساقهای یک میلیون دلاری" و " اگر یک میلیون پول داشتم" نام منکیه ویچ را به عنوان یک فیلمنامه نویس مطرح و چیره دست بیش از گذشته بر سر زبانها انداخت، بطوریکه اکثر کمپانی های معتبر فیلمسازی هالیوود در اندیشه به خدمت گرفتن او بودند. در سال 1934 با درآمدی بالغ بر 1250 دلار در هفته چهره شناخته شده ای در هالیوود بود و به تبع در اندیشه انجام تجربیات تازه در عالم سینما سیر می کرد. این اندیشه موجب شد تا در فاصله سالهای 1936 تا 1938 تهیه کنندگی فیلم های زیادی برای کمپانی مترو گلدوین میر که ریاست آن بر عهده "لوییس ب. مه یر" بود، را بر عهده گیرد، فیلم هایی که به غیر از "خشم" ساخته "فریتس لانگ" اغلب در زمره آثار درجه دوم به حساب می آمدند، بطوریکه خود منکیه ویچ بعدها اظهار داشت که از آمدن نامش در تیتراژ آنها احساس شرمساری می کند. پس از این دوره کوتاه، تهیه کنندگی آثار مطرح تری به منکیه ویچ سپرده شد که از مهمترین آنها می توان به "سال زن" ساخته "جورج استیونس" و "داستان فیلادلفیا" اثر "جورج کیوکر" اشاره کرد، که فیلم دوم نامزدی اسکار بهترین فیلم سال را نیز برایش به ارمغان آورد. شغل تهیه کنندگی در کمپانی مترو گلدوین مه یر تا سال 1944 ادامه یافت . در این سال پس از راه افتادن دعوای مفصلی میان جوزف و سران کمپانی، آنجا را ترک و رهسپار کمپانی فاکس قرن بیستم شد. در ادامه فعالیت هنری اش اثری تحت عنوان "کنتس پابرهنه" را به سال 1954 و با شرکت همفری بوگارت و اوا گاردنر کارگردانی کرد. "کنتس پابرهنه" از حیث ساختار اثری در تداوم "نامه به سه همسر" و "همه چیز درباره ایو" است که این باره با تکیه به طرح داستانی پیچیده و توئیست وار، سالهای پایانی زندگی رقاصه معروف شهر مادرید، ماریا وارگاس، را به تصویر می کشد که به وسیله ی یک کارگردان آمریکایی کشف شده و در ادامه با یک کنت ناتوان ازدواج می کند و در اثر خیانت به او به دست وی کشته می شود. در این فیلم بیش از هر چیز بیننده را در مقام داوری در مورد شخصیت ها قرار می دهد، قضاوتی که او در طول فیلم با دادن خطهایی مبتنی بر منطق، بیننده را در قبول و یا رد آن یاری می دهد. این فیلم اگرچه در آمریکا چندان مورد توجه واقع نشد اما در اروپا توانست تا نقدهای تحسین آمیزی را از آن خود کند. فرانسوا تروفو درباره این فیلم نوشت: "کنتس پابرهنه، از آن دست فیلمهایی است که نمی توان آنرا تجزیه و تحلیل کرد. یا باید آنرا پذیرفت و یا ردش نمود. من این فیلم را پذیرفتم و به خاطر تازگی و هوشمندی اش آنرا تحسین می کنم". فدریکو فلینی نیز پس از ساختن "زندگی شیرین" اظهار کرد که منبع الهام او در ساخت این فیلم، "کنتس پابرهنه" منکیه ویچ بوده است.
در سال 1955 اثری کمدی موزیکالی با نام "مردان و عروسک ها" را ساخت که با بازی مارلون براندو، جین سیمونز و فرانک سیناترا به نمایش درامد. فیلم ماجرای قماربازی را روایت می کند که در جریان قمار دلباخته یک گروهبان عضو ارتش رستگاری می شود. "مردان و عروسک ها" به عنوان تنها اثر موزیکال منکیه ویچ، تا حدودی از سبک و سیاق آشنای او به دور بود و به همین جهت هرگز نتوانست که به عنوان فیلمی مهم در کارنامه اش ثبت شود. پس از این فیلم، "آمریکایی آرام" را با اقتباس از روی رمان گراهام گرین ساخت. این درام آغشته به جنگ اگرچه پشتوانه ادبی قدرتمندی را به همراه داشت و قابلیت تبدیل شده به یک شاهکار سینمایی را بالقوه در اختیار داشت، اما در مرحله اجرا و تبدیل شدن به فیلمنامه به نوعی از هم گسیخت و نهایتا فیلمی از آب در آمد که خوش بین ترین ستایشگران منکیه ویچ را هم به گلایه واداشت، بطوریکه بسیاری از منتقدین، منکیه را شایسته کارگردانی این شاهکار ادبی ندانستند و اعلام کردند که او هرگز توانایی برگردان یک شاهکار ادبی به فیلم را ندارد. با این حال بی توجه به این انتقادها یک سال بعد به سراغ یکی از اصیل ترین نمایشنامه های درام تاریخ رفت تا آنرا تبدیل به فیلم کند. این نمایشنامه اثری نبود به غیر از "ناگهان، تابستان گذشته" نوشته تنسی ویلیامز. با انتخاب مثلث طلایی کاترین هپبورن، الیزابت تیلور و مونتگمری کلیفت برای ایفای نقش های اصلی توانست تا به اقتباسی استادانه و عینی از فضاسازی ذهنی ویلیامز دست یابد. "ناگهان، تابستان گذشته" روایت زنی است که طی حادثه ای پسرش را از دست می دهد و در پی آن با بنا کردن هاله ای از تقدیس به دور مرگ او، سرانجام به اغوش جنون در باغ عدن مصنوعی خود پناه می برد. این فیلم بار دیگر شهرت مخدوش شده اش را ترمیم کرد و پس از "همه چیز درباره ایو" به پرفروش ترین اثر تبدیل شد.
در سال 1963 از سوی کمپانی فاکس دعوت شد تا پروژه عظیم و ناتمام "کلئوپاترا" که کارگردان نخست آن، روبن مامولیان، آنرا نیمه کاره رها کرده بود، به پایان برساند. در کلئوپاترا همانند "جولیوس سزار" تنها به جنبه های مستند فیلمنامه اکتفا نکرد و سعی نمود تا تم آشنای خود را در دلبستگی اش به هنر نمایش و علاقه اش به ایفای نقش های خطیر و موثر، وارد فیلمنامه کند. از این رو می توان "کلئوپاترا" و یا "جولیوس سزار" را با نگرشی فراتر از یک واقعه تاریخی، حکایت مردان و زنانی قلمداد کرد که به ضرورت قدرت، سیاست و تاریخ ناخواسته به هنرپیشگان هفت چهره ای بدل شده اند. "کلئوپاترا" بار دیگر موجب دلسردی منتقدین نسبت به منکیه ویچ شد تا جایی که بسیاری، فیلم را اثری کسالت بار و ملال آور خواندند. پس از "کلوئوپاترا"، فیلمی تلویزیونی به نام "سرودی برای کریسمسی دیگر" را برای کانال تلویزیونی ABC ساخت و سپس در سال 1967 فیلم کمدی - جنایی "ظرف عسل" را بر مبنای رمانی از بن جانسون کارگردانی کرد. در ادامه فیلمی کنایه آمیز و کمدی به نام "مرد حقه بازی بود" را عرضه نمود که چندان هم مورد توجه قرار نگرفت. اثری که به زعم منتقدان بیش از ظرف عسل به روح آثار جانسون نزدیک بود.
"بازرس" عنوان آخرین ساخته اش در عرصه کارگردانی بود. فیلمی بر اساس نمایشنامه ای از آنتوان شافر که مایکل کین و لارنس الیویه را در مقام بازیگر همراه خود داشت. در "بازرس" دست به خلق یک بازی پیچیده و بی عیب و نقص می زند که در اجرای هر پرده از آن یکی از بازیگران برنده است. در پرده اول بازی به سود اندرو (لارنس الیویه) و در پرده دوم به نفع تیندل (مایکل کین) با نقاب داپلر تمام می شود. پرده سوم به مثابه پیروزی نهایی شخص تیندل می ماند و در نهایت با بخش تراژیک اثر مواجه می شویم. حضور مؤکد و مداوم اشیا و اجزای بیجان صحنه و فضای سازی خیره کننده منکیه ویچ، او را بار دیگر نامزد دریافت جایزه کرد.
پس از "بازرس" دیگر فیلمی نساخت. شیوه منحصر بفردش،در خلق پرسوناژها و طرح داستان که همراه با استفاه از فلاش بک های متعدد، دیالوگهای موج دار و زیرکانه و همچنین طنز گزنده اجتماعی است، همواره زبانزد خاص و عام بوده و همگان فصاحت و بلاغت او در ترسیم کاراکترهای ملموس و در عین حال گنگ و غریب را مورد ستایش قرار می دهند.

تحصيلات و مدارك علمي:

مدرک کارشناسی رشته ادبیات زبانهای زنده از دانشگاه کلمبیا

افتخارات:

  • نامزد اسکار بهترین فیلمنامه( اسکیپی ۱۹۳۱)
  • نامزد اسکار بهترین فیلمنامه (داستان فیلادلفیا ۱۹۴۰)
  • برنده اسکار بهترین کارگردانی (نامه به سه همسر ۱۹۴۹)
  • برنده اسکار بهترین فیلمنامه (نامه به سه همسر ۱۹۴۹)
  • نامزد اسکار بهترین فیلمنامه (راه فراری نیست ۱۹۵۰)
  • برنده اسکار بهترین فیلمنامه (همه چیز درباره ایو ۱۹۵۰)
  • نامزد گلدن گلوب بهترین کارگردانی (همه چیز درباره ایو ۱۹۵۰)
  • نامزد گلدن گلوب بهترین فیلمنامه (همه چیز درباره ایو ۱۹۵۰)
  • برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم کن (همه چیز درباره ایو ۱۹۵۰)
  • نامزد دریافت جایزه بزرگ جشنواره فیلم کن (همه چیز درباره ایو ۱۹۵۰)
  • نامزداسکار بهترین کارگردانی (پنج انگشت ۱۹۵۲)
  • نامزد اسکار بهترین فیلمنامه (کنتس پابرهنه ۱۹۵۴)
  • نامزداسکار بهترین کارگردانی (بازرس ۱۹۷۲)
  • برنده یک عمر دستاورد هنری از جشنواره فیلم ونیز ۱۹۸۷

آثار :

فیلم شناسی (کارگردان):

  • قصر اژدها، مکانی در شب ۱۹۴۶
  • جورج آپلی فقید، روح خانم موبر ۱۹۴۷
  • فرار ۱۹۴۸
  • نامه به سه همسر ، خانه غریبه ها ۱۹۴۹
  • راه فراری نیست ، همه چیز درباره ایو ۱۹۵۰
  • مردم حرف خواهند زد ۱۹۵۱
  • پنج انگشت ۱۹۵۲
  • جولیوس سزار ۱۹۵۳
  • کنتس پابرهنه ۱۹۵۴
  • مردان و عروسکها ۱۹۵۵
  • آمریکایی آرام ۱۹۵۸
  • ناگهان تابستان گذشته ۱۹۵۹
  • کلئوپاترا ۱۹۶۳
  • سرودی برای کریسمس دیگر(فیلم تلویزیونی) ۱۹۶۴
  • ظرف عسل ۱۹۶۷
  • پادشاه ، مرد حقه باز ۱۹۷۰
  • بازرس ۱۹۷۲

فیلم شناسی (فیلمنامه نویس):

  • فیلم صامت: کودن ، هارمونی منظم، مردی که دوستش داشتم، راز استودیو جنایت، تاندربالت، رودخانه افسانه ای،راز دکتر مانجو، کودک شنبه شب، ویرجینیایی ۱۹۲۹
  • اسلایتی اسکارلت، سر دسته نمایش، شیر جامعه، فقط کارهای سبک ۱۹۳۰
  • انفجار گنگستری، فین و هنی، ماه جون، اسکیپی، تازه به دوران رسیده، سوکی ۱۹۳۱
  • دوران بی پروایی، عروس آسمان، ساقهای یک میلیون دلاری، اگر یک میلیون پول داشتم ۱۹۳۲
  • سیاستمداران، تلفن ضروری ، هارمونی بزرگ ، آلیس در سرزمین عجایب ۱۹۳۳
  • ملودرام منهتن، نان روزانه ما، ترک کردن دیگران ۱۹۳۴
  • زندگی خودم را می کنم ۱۹۳۵
  • کلیدهای پادشاهی، مکانی در شب، قصر اژدها ۱۹۴۶
  • راه فراری نیست ، همه چیز درباره ایو ۱۹۵۰
  • جولیوس سزار ۱۹۵۳
  • کنتس پابرهنه ۱۹۵۴
  • مردان و عروسکها ۱۹۵۵
  • آمریکایی آرام ۱۹۵۸
  • کلئوپاترا ۱۹۶۳
  • ظرف عسل ۱۹۶۷
  • نامه به سه همسر(فیلم تلویزیونی) ۱۹۸۵

فیلم شناسی (تهیه کننده):

  • سه پدر خوانده،خشم، دختر جسور جذاب، عشق در فرار،عروس سرخپوش، ازدواج دوگانه ، مانکن ۱۹۳۷
  • سه رفیق، فرشته سالخورده، ساعت درخشیدن، سرودی برای کریسمس ۱۹۳۸
  • ماجراهای هکل بریفین ۱۹۳۹
  • داستان فیلادلفیا ، محموله عجیب ۱۹۴۰
  • مرد وحشی بورنو، حس زنانه ۱۹۴۱
  • زن سال، قاهره، دیدار در فرانسه ۱۹۴۲
  • کلیدهای پادشاهی ۱۹۴۴
  • آمریکایی آرام ۱۹۵۸
  • سرودی برای کریسمس دیگر(فیلم تلویزیونی) ۱۹۶۴
  • مرد حقه بازی بود ۱۹۷۰

فیلم شناسی (بازیگر):

دام زن ۱۹۲۸

تاريخ فوت، محل فوت، هنگام فوت، محل دفن:

در چهارم فوریه سال 1993 بر اثر سکته قلبی در بدفورد نیویورک درگذشت.

منابع:
ویکی پدیا
http://kubrik.blogfa.com

گالری تصاویر
top arrow