citytomb

ورود | عضویت
غلامرضا تختی

غلامرضا تختی

|ایرانی
تولد : 1309/06/05|وفات : 1346/10/18
متولد 5 شهریور سال 1309، تهران،کشتی‌گیر ایرانی، و در فرهنگ ورزشی ایران، نماد پهلوانی و فروتنی است.
+0نظر
  • زندگی نامه
  • بررسی شما
در صوزتی که در صحت اطلاعات زیر مشکلی وجود دارد یا مطالب تکمیلی راجع به مشاهیر دارید، برای ما ارسال نمایید .



تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در پنجم شهریور سال 1309، در منطقه خانی آباد تهران به دنیا آمد.

پدر: -
مادر:-
برادر: -
خواهر:-
همسر: شهلا توکلی
فرزندان: بابک

شهرت ، كنيه و لقب:

ملقّب به جهان پهلوان

مشخصات فردی:

جهان پهلوان، مرحوم غلامرضا تختی، به واقع پهلوان بود و روحیه جوانمردی پهلوانی در او موج می زد. ویژگی های فردی و شخصیتی تختی، ادب، فروتنی، حجب و حیا، پای بندی به آیین جوانمردی و سنت های پهلوانی، دستگیری از فرودستان و نیازمندان، نیکخواهی، حق شناسی، احترام به بزرگان و پیش کسوتان و ارزش های ملی ـ مذهبی جامعه، همراه با چهره دل نشین و لبخند زیبا و گرمش ـ که تقریباً هر کس که او را از نزدیک دیده، به آن اشاره کرده است ـ و قصه ها و افسانه هایی که از عزت نفس و بلندنظری و کمک های او به دیگران در میان مردم رواج یافته بود، از او چهره ای فوق العاده محبوب ساخته است.

تختی، نماد ورزش ایران و از نسل پهلوانان اساطیری و ماندگار در تاریخ ایران است. مردی که واژه های زیبای پهلوانی، جوانمردی، گذشت، دین داری، مردانگی و فداکاری، به نام او گره خورده است. غلامرضا، قهرمانی است که در سایه پهلوانی، ماندگار شد.

دوران زندگي:

کشتی‌گیر ایرانی، و در فرهنگ ورزشی ایران، نماد پهلوانی و فروتنی است. پدر تختی به علت عشق و علاقه‌ای كه به امام رضا (ع) داشت نام او را غلامرضا نامید. از زندگی او جزئیات تاریخی زیادی در دست نیست. با تبدیل شدن او به یک «قهرمان ملی»، گاه داستان‌هایی درباره او نقل می‌شود که لزوماً صحت تاریخی ندارند.

تحصیلات ابتدایی را در دبستان حکیم نظامی و دوره اول متوسطه را در دبیرستان منوچهری گذراند، اما آن را نیمه کاره رها کرد و نزد استاد ابراهیم نجار، به آموختن نجاری پرداخت .

در سال ۱۳۲۷ به خدمت سربازی رفت. در ۲۵ مهر همان سال در اداره راه‌آهن استخدام شد. شادروان تختي در مصاحبه اي با اشاره به فقر و مشقت زمان نوجواني اش مي گويد" با آن که علاقه فراواني به ورزش داشتم، مجبور بودم که در جستجوي کاري برآيم. زندگي ، نان و آب ، لازم داشت." مادرش را خیلی دوست می داشت و به او احترام می گذاشت و فرمانش را به گوش جان می سپرد و اطاعت می کرد.

در سال 1328، به مسجد سلیمان رفت و در شرکت نفت آنجا مشغول به کار شد. بعد از چندی، برای دیدار مادرش از شرکت نفت تقاضای مرخصی نمود، ولی مورد موافقت واقع نگشت. بدین ترتیب، با اینکه هنوز یک سال از خدمتش نمی گذشت، استعفا داد.

متن استعفای او خواندنی است: «بسیار متأسفم از اینکه مقام ریاست کارگزینیِ اداره شرکت نفت مسجد سلیمان، با مرخصی یک ماه این جانب موافقت نفرموده اند. از نظر آنکه من برای مادر خودم ارزش فراوانی قائل هستم و او از من خواسته است که به دیدارش بروم، چاره ای جز اطاعت امر او نمی بینم و با مرخصی من نیز موافقت نشده است. خواهشمند است استعفای این جانب را بپذیرید. با نهایت احترام، غلامرضا تختی».

ظاهراً به راهنمایی استاد ابراهیم نجار که ورزشکاری باستانی کار بود، به ورزش روی آورد و در سال های 1335 تا 1337 ه.ش، بازوبند پهلوانی ایران زمین را به بازو بست و پهلوانی صاحب زنگ و ضرب شناخته شد. او ورزشکاری پهلوان صفت بود که مدال های طلا و نقره بسیاری از میادین جهانی و المپیکی به دست آورد.

کشتی را از سال ۱۳۲۵ آغاز کرد. در سال ۱۳۲۹ در ۲۰ سالگی به عضویت باشگاه پولاد در آمد و زیر نظر حبیب‌الله بلور کشتی آزاد را به طور قهرمانی آغاز کرد و در همان سال نخستین قهرمانی کشور خود را کسب کرد.

تختی در رقابتهای قهرمانی کشور طی سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۸ هشت بار قهرمان کشور شد. وی و سه هم‌تیمیش، محمود ملاقاسمی (نقرهٔ ۵۲ کیلو)،محمدمهدی یعقوبی (برنز ۵۷ کیلو) و عبدالله مجتبوی (برنز ۷۳ کیلو)، برندگان اولین مدال‌های بین‌المللی تاریخ کشتی ایران بودند.

وی که کشتی را از میان‌وزن آغاز کرده بود با افزایش وزن خود به دسته‌های بالاتر رفته و از سال ۱۹۶۲ به دستهٔ ۹۷ کیلوگرم پا گذاشت، اما مشخص شد که رقابت در این وزن برای قهرمان پا به سن گذاشته دشوار است و او در المپیک ۱۹۶۴ توکیو با شکست از احمد آئیک ترک و مساوی با سعید مصطفائف بلغار به مقام چهارم قناعت کرد.

وایکینگ پالم سوئدی، عادل آتان ترک، بوریس کولایف روس، پت بلر آمریکایی، دیتریش آلمانی، ویچزیستیوک روس، عصمت آتلی ترک، حسن کنگور ترک، الکساندر مدوید بیلورس از شوروی و احمد آئیک ترک مهمترین رقیبان تختی در ۱۴ سال حضور وی در عرصه بین‌المللی بودند.

او همچنین سه بار قهرمان کشتی پهلوانی و پهلوان اول ایران شده بود. تختی اولین ورزشکار ایران بود که مدالهای خود را به موزه امام رضا (ع) اهدا کرد. از جوانی به مبارزه سیاسی با حکومت متمایل بود.

ظاهراً از سال ۱۳۳۰ به همراه گروهی از ورزشکاران از مبارزات مردم در جریان نهضت ملی و از دکتر محمد مصدق حمایت می کرده است. هنگامی که سید مجتبی نواب صفوی، رهبر فدائیان اسلام، در زندان قصر بود، به ملاقات او رفت.

به آیت الله سید محمود طالقانی ارادت خاصی داشت و گه گاه در مسجد هدایت پشت سر او نماز می خواند و پای صحبت هایش می نشست. عکس های مشترکی از این دو در منابع مختلف چاپ شده است.

در کنگره جبهه ملی ایران که در دیماه سال ۱۳۴۱ در تهران برگزار شد، به نمایندگی ورزشکاران شرکت کرد و با کسب ۱۰۰ رای به عضویت در شورای مرکزی این جبهه انتخاب گردید. پس از بازگشت پیروزمندانه از مسابقات جهانی یوکوهاما در سال ۱۳۴۰ در گفت وگو با روزنامه های داخلی به عضویت خود در جبهه ملی ایران اشاره کرد.

او تا آن زمان از فعالیتهای سیاسی خود علناً یاد نکرده بود. انعکاس این خبر پیامدهای سنگینی برایش داشت و فشارهای سیاسی را بر وی شدت بخشید. گویا محمدرضا پهلوی، شخصی را نزد وی فرستاده و از او خواسته بود که ورزش را با سیاست در نیامیزد و به دخالت در سیاست نپردازد.

منصور مهدیزاده، قهرمان کشتی و عضو تیم ملی کشتی ایران، گفته است که چون افسر شهربانی بوده، اطلاعات شهربانی به او اخطار کرده بوده که در المپیک با تختی تماس نداشته باشد، با او تمرین نکند و هم اتاق او نشود.

در سفری به آلمان، سپهبد تیمور بختیار، از تختی خواسته بود که با هم ملاقات کنند. تختی پیشنهاد او را نپذیرفت و تیمور بختیار را جنایتکار خواند.

از جمله مقامات مهم سیاسی که ظاهراً به تختی علاقه داشته اند یا اظهار علاقه می کرده اند، از حسین علا و علی امینی یاد می کنند که از تختی خواسته بودند در سیاست مداخله نکند.

گفته اند که تختی در آن سال ها محبوبترین چهره در میان مردم پس از دکتر محمد مصدق بوده است. بازی ظریف مردم با نام او و نام غلامرضا پهلوی، برادر محمدرضا شاه، در مراسم ورزشی، که گاه هر دو حضور داشتند، نشانه آگاهی وسیع مردم از مشی سیاسی تختی و تلویحاً حمایت از او و ترغیب او بوده است. نیز اشاره کرده اند که غلامرضا پهلوی به نشانه اعتراض به حضور غلامرضا تختی در جمع تماشاگران که از تختی به شدت استقبال و به او بی اعتنایی کرده اند، ورزشگاه را ترک گفته است.

تختی به ویژه در میان دانشجویان محبوبیت عظیمی داشت. در ۱۳۴۰ با آنکه در مسابقات میان ایران و شوروی شکست خورده بود، به هنگام استقبال مردم از ورزشکاران ایرانی در ایستگاه راه آهن تهران، روی دست دانشجویان استقبال کننده حمل شد. در پاسخ به محبت های دانشجویان به دانشگاه رفت و در آنجا با احساساتی روبه رو شد که در تاریخ استقبال دانشگاه تهران از میهمانان خود سابقه نداشت. بار دیگری هم که در سال ۱۳۴۲ به دانشگاه تهران رفت با احساساتی از سوی دانشجویان روبه رو گردید که مهارکردن آن بسیار مشکل بود.

حکومت وقت که محبوبیت گسترده تختی را برنمی تافت و تطمیع و تهدیدهایش نیز کارگر نمی افتاد، تضییقاتی را به زبان وی آغاز کرد، تا جایی که دستور داد او را به ورزشگاهها راه ندهند.

تختی کارمند ساده راه آهن بود که به سازمان برنامه منتقل شده بود و با حقوق کارمندی زندگی خانواده اش را اداره می کرد.

در آبان سال ۱۳۴۵ ازدواج کرد و سال بعد فرزندش، به دنیا آمد. قطع شدن درآمدهای او، برای جوانمردی که به بخشندگی خو کرده بود، وی را در فشار مالی قرار داد، تا آنجا که از پرداختن اجاره ماهانه منزل بازماند و به بانکها مقروض شد. وی ناگزیر منزل استیجاری را پس داد و همراه همسر و فرزندش، با مادر و خواهرش در یک منزل زندگی کرد.

واپسین ناکامیها در المپیک توکیو (کسب مقام چهارم) و مسابقات جهانی تولیدو (کسب مقام چهارم) در سالهای پایانی عمر او و دورشدن از مسابقات و ورزش، اهانت به او از سوی اراذل و اوباش تحریک شده وابسته به حکومت، رفتار نامناسب شماری از کشتی گیران و مسئولان وابسته ورزشی با وی، و بروز اختلافات و کشمکش های خانوادگی، او را به سمت نابودی سوق داد.

پس از زلزله بویین زهرا در شهریور ماه سال 1341، مردم به نشانه اعتراض به بی کفایتی حکومت وقت در کمک رسانی به زلزله زدگان و نیز بی اعتمادی به دولت، از جهان پهلوان خواستند کمک ها را جمع آوری کند و به زلزله زدگان برساند.

تختی با جمعی از ورزشکاران، کمک های نقدی و جنسی مردم تهران را جمع کرد و به زلزله زدگان رساند. پس از آن، غوغایی به پا شد که در تاریخ مشارکت های مردمی ایران زمین، کم نظیر و یا بی مانند است.

اوصافی که از استقبال مردم و بخشش های آنان به جهان پهلوان در آن روز آورده اند، به افسانه بیشتر شباهت دارد، و نشان از اعتماد شگرف مردم به این پهلوان است.

یکی از شاخصه های دین داری از صدر اسلام تاکنون، پاسداشت پایه و عمود دین، یعنی نماز است. تا الان، هیچ کس حتی به ظن و گمان نگفته است که تختی در نماز خواندن، کاهلی داشته است؛ بلکه در مقابل، دوستان او همیشه تأکید داشته اند که او، نماز را در محل تمرین یا مسجد نزدیک محل اقامه می کرده است.

درباره تختی گفته اند که در روزهای تمرین، همیشه از دو لُنگ استفاده می کرد؛ یکی برای تمرین و یکی مخصوص نماز. او همیشه این لنگ مخصوصِ نماز را در رختکن و در جای معین قرار می داد و به محض اینکه تمرینش تمام می شد، نماز را شروع می کرد.

کتاب‌های زیادی در وصف او تألیف شده است، فیلمی سینمایی در مورد وی ساخته شده، حتی تندیسی از وی ساخته شده و در میدان تجریش در شهر تهران نصب شده است. به افتخار او هر ساله به بهترین کشتی‌گیران ایران «جایزه غلامرضا تختی» اهدا می‌شود.

تختی در طول زندگی خود به کارهای عام المنفعه پرداخت و خدماتی را به محرومین ارائه داد. وی احساس هم‌فکری با نهضت ملی و خصوصاً نهضت ملی‌شدن نفت در ایران داشت. علی حاتمی فیلمنامه ای به نام جهان پهلوان نوشت و براساس آن ساختن فیلمی را آغاز کرد، اما چون درگذشت، بهروز افخمی، آن را به پایان برد.

این فیلم در سال ۱۳۷۸ در سینماهای ایران به نمایش درآمد. در سراسر ایران شمار بسیاری خیابان، میدان و ورزشگاه به نام تختی است. چند تمبر با تصویر او انتشار یافته است. نام "مسابقات کاپ آریامهر" پس از پیروزی انقلاب اسلامی به "مسابقات جام جهان پهلوان تختی" تغییر یافت.

از راهپیمایی های منجر به انقلاب اسلامی ایران، تصویرهایی از تختی، گاه در ابعادی بسیار بزرگ در کنار تصاویر رهبران محبوب مردم و مبارزان مشهور سیاسی، حمل می شد. نشان ها، بازوبند پهلوانی و یادگارهایی از او در موزه آستان قدس رضوی در مشهد نگهداری می شود.

چندین کتاب درباره وی تالیف و تدوین شده است.  براساس اعلام کمیته ملی المپیک، نام غلامرضا تختی در کنار نام برترین ورزشکاران جهان در قرن بیستم جای گرفته است. با انتشار خبر مرگ غلامرضا تختی، هفت تن در شهرهای مختلف ایران خود را کشتند که از همه فجیع‌تر قصابی در کرمانشاه بود که خود را به قناره انداخت و یادداشت بزرگی بر شیشه مغازه‌اش گذاشت که «جهان بی جهان‌پهلوان ماندنی نیست».

مسئولیت و مقام ها:

پهلوان

افتخارات:

المپیک:

  • ۱۹۵۲ هلسینکی (۷۹ کیلوگرم)
  • ۱۹۵۶ ملبورن (۸۷ کیلوگرم)
  • ۱۹۶۰ رم (۸۷ کیلوگرم)

مسابقات جهانی:

  • ۱۹۵۱ هلسینکی (۷۹ کیلوگرم)
  • ۱۹۵۹ تهران (۸۷ کیلوگرم)
  • ۱۹۶۱ یوکوهاما (۸۷ کیلوگرم)
  • ۱۹۶۲ تولدو (۹۷ کیلوگرم)

بازی‌های آسیایی:

  • ۱۹۵۸ توکیو (۸۷ کیلوگرم)
  • جمع مدالهای غلامرضا تختی: هشت، ۴ طلا، ۴ نقره
  • المپیک ۳ - جهانی ۴ - بازیهای آسیایی ۱

تاريخ فوت، محل فوت، هنگام فوت، محل دفن:

دوشنبه ۱۸ دی سال ۱۳۴۶ خبر مرگ تختی بازتابی بسیار گسترده یافت. براساس گزارشهای مطبوعات، وی در ۱۵ دی ۱۳۴۶، ظاهراً در پی مشاجرات خانوادگی، به هتل آتلانتیک رفته و اتاقی گرفته و شب ۱۷ دی با سم خودکشی کرده بود. کارکنان هتل که ظنین شده بودند، ساعت ۱۰ صبح ۱۸ دی در اتاق را شکستند و با جسد او روبه رو گردیدند.

تختی در نامه کوتاهی در ۱۶ دی خطاب به دادستان، از جمله این نکات را متذکر شده بود: خودش تصمیم به خودکشی گرفته، از هیچکس شکایت و گله ندارد، مهریه همسرش را بپردازند.

نیز معلوم شد که در ۱۶ دی ۱۳۴۶ در دفترخانه اسناد رسمی شماره ۲۰۲ وصیتنامه رسمی خود را تحت شماره ۳۴۲۸ امضا کرده و به ثبت رسانده است و مهندس کاظم حسیبی را، از بستگانش و از اعضای جبهه ملی، قیم فرزندش قرار داده است. دوستان تختی که توانسته اند جسد او را پس از کالبدشکافی در پزشکی قانونی در غسالخانه ببینند، به شکستگی و شکافی در پشت سر او اشاره کرده اند.به گفته مدیر هتل آتلانتیک، جسد در حین انتقال بر اثر سنگینی به زمین افتاده و این شکستگی را به بار آورده است.

انتشار خبر شکستگی پشت سر تختی در میان انبوه مردم در برابر پزشکی قانونی و بعد به هنگام تشییع و دفن در گورستان ابن بابویه، احتمال مرگ تختی را نه بر اثر خودکشی، بلکه به دست عمال ساواک و نظام حاکم، شدت بخشید.

از گزارش های مختلف برمی آید که کمتر کسی از دوستداران تختی خودکشی او را باور کرده است. تختی را با حضور شماری عظیم از مردم دفن کردند. نخستین مجلس ترحیم از سوی خانواده تختی و مردم خانی آباد در مسجد محل (قندی) برگزار شد. کاظم حسیبی نیز در مسجد فخرالدوله مجلسی برپا کرد که آیت الله طالقانی، مهدی معظمی، طرفدارانی از جبهه ملی و گروه های سیاسی دیگر در آن شرکت کردند و مجلس چهره ای کاملاً سیاسی داشت.

تقریباً در سراسر کشور و به ویژه از سوی کشتی گیران و ورزشکاران بنام، مجالس متعددی برپا شد. مجالسی که دانشجویان دانشگاهها برگزار کردند، معمولاً با توزیع اعلامیه و گاه شعارهای سیاسی و نوشته ها و اشعار نمادین و کنایی همراه بود. دانشگاه تهران دو روز تعطیل شد و دسته هایی از دانشجویان به حکومت اعتراض کردند.

به تخمین روزنامه فرانسوی اومانیته بیش از ۴۰۰ هزار تن از مردم کشور در مراسم او شرکت کردند.

نقل قول و خاطرات:

در آخرين مصاحبه اش رمز موفقيت خود را تاسي از ائمه اطهار دانسته و مي گويد: «من ازعلي(ع) آموختم که در مقابل ناملايمات بايد ايستادگي کرد و براي پيروزي بايد تلاش کرد و با اتکا به خدا به ميدان رفت و پيروز شد و من چنين کردم و پيروز شدم، ولي نه آن پيروزي که من مي خواستم چرا که نگذاشتند و سد راهم شدند».

جلال آل‌احمد دربارهٔ مرگ او چنین نوشت: «از آن همه جماعت هیچ کس، حتی برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکر نمیکرد.»

عده ای معتقدند، تختی اگر خودکشی هم کرده باشد مسئولیت آن با حکومت شاه است که با فشارها و تنگناهایی که برایش به وجود آورد او را به این سمت سوق داد.

منابع:
ویکی پدیا
http://www.aftabir.com
http://www.olympicacademy.ir
http://www.hawzah.net

در هنگام ایراد نظر :

از هرگونه توهین ، افترا و بحث های بی پایه خودداری نمایید.

در صورت وجود اشکال در محتویات و یا داشتن اطلاعات تکمیلی از فرم گزارش مشاهیر استفاده کنید .

بدیهی است در صورت مشاهده هر گونه تخلف ایمیل متخلف به مدت یک هفته مسدود خواهد شد .