نورویل (الیور ) هاردی

نورویل (الیور ) هاردی

|آمریکایی
تاریخ تولد : 1892/1/18 | تاریخ وفات : 1957/8/7
متولد 18 ژانویه 1892،هارلم،کمدین. سال ٢٠٠۵ بر اساس یک نظرسنجی گسترده رسانه ای، او و زوج هنری اش؛لورل به عنوان محبوب ترین زوج تاریخ سینما برگزیده شدند.

تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در 18 ژانویه سال ۱۸۹۲ در هارلم نیویورک به دنیا آمد.

پدر: -
مادر: امیلی
برادر: -
خواهر: الیزابت
همسران: مادلین سالوشین، میرتل لی، ویرجینیا لوسیلا
فرزندان:-

شهرت ، كنيه و لقب:

لقب: babe

مشخصات فردی:

قد بلند و درشت هیکل بود؛ 185 سانتیمتر قد و 136 کیلو وزن داشت. با چهره ای بشاش و خنده رو، صورتی گوشت آلود و شکمی بزرگ می توانست کمدین خوبی باشد .اما هیچگاه نمی توانست در نقش های منفی بازی کند، زیرا صورتی مهربان و خونگرم داشت.

دوران زندگي:

والدینش اسکاتلندی بودند، پدرش در جنوب جورجیا سرکارگر خطوط راه آهن بود و راه اندازی خطوط بین شهرهای جورجیا را بر عهده داشت .پدر در سال 1890 با مادر الیور ازدواج کرد که در واقع دومین ازدواجش بود.
الیور در کودکی بسیار شیرین و با مزه بود . خواهر و برادرهای نا تنی اش او را دوست داشتند و او را نورل خطاب می کردند .
وقتی 10 ماهه بود، پدرش به طور ناگهانی از دنیا رفت و مادرش ناچار به اداره زندگی گشت. لذا برای سیر کردن شکم بچه ها در یک هتل در جورجیا مشغول به خدمتکاری شد. اما بد شانسی آورد و اخراج شد و به ناچار همراه خانواده به سوی آتلانتا حرکت کرده و به امید یافتن کار در آنجا سکنی گزیدند .
امیلی خوشبختانه توانست در یکی از هتلهای آتلانتا کار بیابد . نورل همیشه به دنبال مادرش بود، زیرا کوچکترین عضو خانواده به شمار می رفت .

آوازخوانی:

از کودکی به آواز خوانی علاقه داشت . در هتلهایی که مادرش کار می کرد ، آواز می خواند . با صدای دلنشینش مهمانان و مسافران هتل را سرگرم می کرد و آن ها هم برای تشویقش به او پول یا هدیه می دادند.
وقتی امیلی علاقه و استعداد او را دید، نورل 8 ساله را در مدرسه موسیقی آتلانتا ثبت نام کرد. علاوه بر موسیقی به ارتش و نظامی گری علاقه مند بود و می خواست وارد ارتش شود، اما خواهر ناتنی اش الیزابت او را تشویق کرد تا در همان مدرسه موسیقی بماند.
تا سال 1910 در مدرسه موسیقی به تحصیل پرداخت . در آن زمان مادرش در هتل بالدوین سرپرست خدمتکاران شده بود. نورل در یک تئاتر متحرک (سینمای ابتدای آن زمان ) مسئول راه اندازی پروژکتور شد . همچنین آواز هم می خواند و به دلیل داشتن صدای صاف و دلنشینش عضو گروه آماتوری به نام قرن بیستم شد . همان زمان نام الیور را که نام پدرش بود برای خود برگزید . اما خانواده اش او را نورل صدا می کردند.

بازیگری:

در سال 1913 به فلوریدا رفت و در چند فیلم کوتاه بازی کرد و همچنین در کلوپ های شبانه نمایشهایی همراه با آواز و رقص برگزار می کرد.

اولین ازدواج:

در سن 21 سالگی با مادلین سالوشین آشنا شد .او نیز آواز خوان اپرا و نوازنده پیانو بود، به این ترتیب اولین ازدواجش صورت گرفت.
مدتی در فلوریدا زندگی کرد و لقب babe را بر خود گذاشت.

وی در مورد انتخاب این نام چنین می گفت:

در فلوریدا وقتی در تئاتر کار می کردم، برای کوتاه کردن موهایم به یک سلمانی نزدیک محل کارم می رفتم .صاحب سلمانی یک مرد ایتالیایی بود که با لهجه خاصی انگلیسی حرف می زد . با هم دوست شده بودیم . او وقتی موهایم را کوتاه می کرد و صورتم را اصلاح می نمود به من می گفت nice babe یعنی خوب شدی بچه. از همان زمان دوستانم مرا بچه صدا می زدند .
در سال 1916 به نیوجرسی سفر کرد و در کمپانی فیلمسازی کینگ بی استخدام شد و به همراه گروه فیلمسازان به کالیفرنیا رفت تا در آنجا به ایفای نقش بپردازد .
در سال 1919 در جنوب کالیفرنیا سکنی گزید و فیلم های تجاری بازی کرد .

زوج هنری لورل و هاردی:

در همانجا بود که به طور اتفاقی با استن لورل آشنا شد . آنها به دلیل متضاد بودن اندامشان توانستند در کنار یکدیگر طنز پردازان خوبی باشند و مورد توجه قرار گیرند. لذا آن دو در فیلم سگ خوشبخت که در واقع اولین فیلمشان بود بازی کردند و مورد تشویق مردم قرار گرفتند. این فیلم نقطه عطفی برای آشنایی بیشترشان شد و فهمیدند بهتر است در کنار هم به خلق فیلم های کمدی بپردازند.

ازدواج دوم:

الیور به علت اختلاف سلیقه ای که با همسرش داشت، در سال 1921 از او جدا شد و با میرتل لی آشنا شد و ازدواج دومش صورت پذیرفت.
الیور و استن در سال 1926 یک قرار داد طولانی مدت با استودیوی هال روچ در هالیوود امضا کردند. سوپ اردک دومین فیلمشان بود.
تا سال 1929 آن دو کمدین ، 13 فیلم خلق کردند . بعضی از فیلم هایشان صامت بود . در سال 1931 این زوج هنری در فیلم ما را ببخشید بازی کردند.
در سال 1932 فیلم جعبه موسیقی را ساختند و در آن به نقش آفرینی پرداختند.این فیلم به دلیل بازی طبیعی و بی نظیر کمدی استن و لورل جایزه اسکار را دریافت کرد.
از سال 1926 تا آن زمان لورل و استن بی وقفه در کنار هم کار کردند. 7 سال کار پی در پی آن دو را خسته کرد. پس تصمیم گفتند به سفر بروند. الیور به انگلیس رفت و از آنجا به اسکاتلند ؛ سرزمین پدرش سفر کرد . او علاقه ای خاصی به بازی گلف داشت و در مدت سفرش توانست مدتی به ورزش گلف بپردازد .
در این میان،میرتل که مدتی قبل از الیور جدا شده بود، خود را به او رساند و تلاش کرد که رضایت او را جلب کند و با هم آشتی کنند. الیور هم به شرط اینکه میرتل دست از میخوارگی بردارد، پذیرفت. پس زندگی مشترکشان را از سر گرفتند و به اتفاق با یک کشتی بخار به نیویورک رفتند.
الیور در طی سفرش مورد استقبال مردم به ویژه خبرنگاران قرار گرفت . او فهمیده بود که دیگر یک ستاره سینمای کمدی شده و از این موضوع خوشحال بود. به هر شهری که می رسید جمعیت زیادی برای دیدنش می رفتند و او را تمجید می کردند. این مسافرت 6 هفته به طول انجامید . اما در این سفر متوجه شد که چقدر به استن لورل علاقه دارد و نمی تواند حتی یک لحظه بدون او زندگی کند. در مدت 12 سال کار با یکدیگر یک رابطه صمیمی و دوستانه میانشان به وجود آمده بود. آن دو جدا از همکار بودن مانند دو برادر، یکدیگر را دوست داشتند و به هم احترام می گذاشتند.
روز به روز بر شهرت این زوج هنری افزوده می شد و طرفداران زیادی پیدا می کردند. به گفته میرتل، الیور اصلا حس نمی کرد فردی کمدی باشد، اما ذاتا حالتی طنز داشت.
در سال 1935 الیور و استن در چهار فیلم، نقش آفرینی کردند . هنوز الیور با میرتل زندگی می کرد، اما میرتل به قولش عمل نکرد و دوباره به شرابخواری پرداخت و به مکانهای نامناسب رفت و آمد می کرد. مردم هم که او را به عنوان همسر الیور می شناختند ،از دیدن او ناراحت می شدند. سرانجام این زوج در سال 1937 به طور رسمی از هم جدا شدند.
زوج هنری در سال 1938 به بعد دو فیلم احمقها در آکسفورد و دو بد شانس در هواپیما را بازی کردند که یکی از جالب ترین فیلم هایشان محسوب می شد.

ازدواج سوم:

علیرغم اینکه همه فکر می کردند الیور با ویولامورس ازدواج می کند، اما وی در سال 1940 هنگام تمرین فیلم احمقها در دریا با لوسیلا ؛هنرپیشه هالیوود آشنا شد و با هم ازدوج کردند که در واقع این ازدواج بهترین ازدواجش بود.
استن و الیور همچنان با هم کار می کردند . آن دو با کمپانی فوکس قرارداد بستند و به همراه گروه خود به اروپا سفر کردند . ابتدا به انگلیس رفتند و سپس به پاریس و در آنجا مورد استقبال گرم مردم قرار گرفتند. بعد به هلند و در نهایت به سوئد سفر کردند و به هر کجا که پا می گذاشتند شادی و خنده را به ارمغان می بردند.

بیماری:

الیور در سال 1952 بیمار شد . درد در ناحیه چپ بدنش زندگی را برایش مختل کرده بود .لذا به همراه استن مجبور شدند به آمریکا بازگردند و به این ترتیب مسافرتشان 9 ماه طول کشید. او در می 1954 دچار حمله قلبی شد و پزشکان به او توصیه کردند که رژیم غذایی بگیرد...

تحصيلات و مدارك علمي:

رشته حقوق در دانشگاه ایالتی جورجیا

افتخارات:

سال ٢٠٠۵ بر اساس یک نظرسنجی گسترده رسانه ای، لورل و هاردی به عنوان محبوب ترین زوج تاریخ سینما برگزیده شدند.

آثار :

  • سوپ اردک
  • With Love and Hisses
  • بابا قندی(Sugar Daddies)
  • Slipping Wives
  • چرا دختران ملوانان را دوست دارند (Why Girls Love Sailors)
  • (Now I'll Tell One)
  • (Love 'em and Weep)
  • ملوان، بپا! (Sailors, Beware!)
  • یکصد سال دوم (The Second Hundred Years )
  • (Hats Off)
  • (Do Detectives Think?)
  • (Putting Pants on Philip)
  • جنگ قرن( (The Battle of the Century
  • احمقها در آکسفورد
  • دو بد شانس در هواپیما
  • سگ خوشبخت و...

تاريخ فوت، محل فوت، هنگام فوت، محل دفن:

در 14 سپتامبر 1956 دوباره دچار حمله قلبی شد و حالش رو به وخامت رفت. حتی نمی توانست تکلم کند. در خانه بستری شد و لوسیلا همراه لحظات سختش بود.
در آگوست 1957 دچار چند حمله پی در پی قلبی شد و به حال کما رفت و دیگر چشم باز نکرد. سرانجام در هفتم آگوست سال 1957 درگذشت. پیکرش را در قبرستانی واقع در شمال هالیوود به خاک سپردند.

نقل قول و خاطرات:

مادر الیور هاردی:«نورل کودکی بیش نبود که با هم نزدیک فال گیر رفتیم . فال گیر به او گفت: روزی فرا رسد که نامت آوازه جهان خواهد شد. تو به زودی محبوب همگان در سراسر عالم می شوی».
چارلز بار در مقدمه کتاب "لورل و هاردی" چنین آورده: «اگر روزگاری بر روی کره زمین هیچ چیز نباشد جز دو حلقه فیلم از لورل و هاردی، این دو حلقه فیلم می تواند سرگذشت کل بشریت را برای آیندگانی که نمی دانیم کیستند توضیح دهد. به عکس این دو خوب نگاه کنید. دو تن از شمایل تکرار نشدنی عصرمان که به قدری با هم جفت و جور هستند و در ترکیب، کامل به نظر می رسند که تصور نبود هر کدام در کنار دیگری کاری غیر ممکن و نشدنی است، یک کلیت تفکیک نشدنی، دو دوست و رفیق دائمی که قلب ها را تسخیر کرده و سینما را در حسرت ابدی نبودنشان گذاشت».

منابع:
ویکی پدیا
http://farhangi.um.ac.ir
http://forum.irantrack.com
http://cast-away.ir
http://biographicalmemoir.persianblog.ir
http://cinemaiscinema.blogfa.com